الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

25

الغدير ( فارسي )

پيامبر دندانهاى آن را بوسه داده بود در هنگام كشته شدنش چهرهء خورشيد - از اندوه - به سياهى گرائيد و شهابهاى آسمانى روى خود را پنهان كردند . جبرائيل ، ميكائيل و اسرافيل ؛ گزارش كشته شدنش را دادند و تخت گاه بزرگ در جهان برين لرزيدن گرفت مرغان بر روى شاخسارها آوا به نوحه سرائى برداشتند و درندگان دره‌ها به سوك نامه خوانى نشستند و به شيون پرداختند اسب نيك بيامد و نيك مرد را بر بالاى خود نياورده بود - با دردمندى و لابه و هراس و با شيهه اى بلند و چشمى كه مردمك آن گريان بود و اشك فرو مىباريد - بانوان سراپردهء حسين شيههء او را شنيدند داغديدگان از لابلاى چادرها آشكار شدند ‹ 26 › از چشمان سياه خود سرشگهائى را كه با خون دل آميخته و سرخ مىنمود پى در پى بر صفحهء سپيد گردن روان گردانيدند تا حسين ، كشته آمد و پس از او آموزشگاه‌ها بسته شد آنجاها كه فرودگاه فرمان خدا بود سوگوار گرديد و ويرانه‌هاى آن از ياران همدم و همنشين تهى گرديد ( 1 )

--> ( 1 ) پيش از اين سخنور ، دعبل نيز گفته : « سراهاى كوى آشنائى را به ياد آوردم و سرشگ ديده را رگبار آسا فرو باريدم ، آموزشگاه هائى كه نشانه‌هاى دانش راستين را به مردم مىشناسانيد از آواى خوانندگان تهى گرديد و آنجاها كه فرمان خداوند فرود مىآمد به گونهء مىشناسانيد از آواى خوانندگان تهى گرديد و آنجاها كه فرمان خداوند فرود مىآمد به گونهء بيابانى شوره زار دگرگونى يافت ، ( بنگريد به ترجمهء غدير ج 4 ص 251 و 253 و 258 و 259 )